صفحه اصلی وبلاگ
تماس با نویسنده
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
سیب تنهایی
نهان
نيلوفر هاي آبي
ساناز
با بهار
آب و كاشي
كتايون
كالك
دندون عاریه
بهانه ها
ایستگاه پنجشنبه
ققنوس
رویای هیچ من
روان پریش
سیاهه
سیاوش
شبلي
غریب غربت تنهاییخدایا:
(هر چه هست از قامت ناساز بی اندام ماست
ورنه تشریف تو بر بالای کس کوتاه نیست)
حکایت این روزهایم شبیه کسانیست که دچار سوختگی شدید شده اند.در سوختگیهای شدید٬از آنجا که تمام رگها و اعصاب از بین می روند بیمار دیگر هیچ درد یا سوزشی حس نمیکند. از کدام درد باید سخن گفت؟ وطن٬مردم٬فرهنگ٬اجتماع٬اعتیاد٬ فساد٬سیاست٬تورم٬جنگ احتمالی... و یا جوانی که با شتاب رو به اتمام است بی آنکه طعم زندگی را چشیده باشیم.
پی نوشت: این روزها صدای زنده یاد مسعود بختیاری در آلبوم مال کنون که همراه با حزنی دوست داشتنیست٬آرامشی عجیب میدهد به من.
تو آتش گشتی ای حافظ ولی با یار در نگرفت
ز بد عهدی گل گویی حکایت با صبا گفتیم...
پی نوشت:گاهی یک بیت شعر کفایت می کند تمام نگفته ها را
|
|
|
|